بانک مسکن
بانک مسکن

بانک مسکن

سیستم های اندازه گیری موجودی کالا

الف)روش اولین صادره از اولین وارده : FIRST IN FIRST OUT 
در این روش که روش فایفو معروف است ، فرض براین است که کالای خریداری شده به ترتیب ورود به انبار, از انبار خارج می گردد یعنی کالاهایی که ابتدا خریداری میشوند ابتدا مصرف یا به فروش میرسند پس کالایی که در پایان دوره در انبار باقیمانده, مربوط به خریدهای آخر است و قیمت خرید آنها را به عنوان ارزش موجودی کالای پایان دوره در نظر می گیریم .
برای روشن شدن موضوع با هم مثال زیر را بررسی می کنیم :

مثال)فرض کنید در یک شرکت بازرگانی موجودی پایان دوره یک قلم از کالاهای شرکت در پایان سال مالی 83 تعداد 500 عدد باشد و اطلاعات زیر در مورد آن کالا در دست است :
                                                    تعداد                   نرخ (ریال)
                                                ------------               -----------
موجودی کالای اول دوره                     200                       300
خرید اول                                         250                       320
خرید دوم                                         300                       330
خرید سوم                                       250                       350

قیمت موجودی کالای پایان دوره با استفاده از روش فایفو به صورت زیر محاسبه می شود :
با توجه به اینکه کالای باقیمانده در پایان دوره جزو آخرین خرید هاست پس تعداد 500 عدد کالای باقیمانده را به ترتیب از آخرین خرید ها قیمت گذاری می کنیم . و به صورت زیر محاسبه مینماییم :

بهای خرید سوم                           87500=350*250
تعداد باقیمانده موجودی پایان دوره     250=250-500  
بهای باقیمانده از خرید دوم             82500=330*250
بهای تمام شده موجودی پایان دوره  170.000=82.500+87.500

به عبارت دیگر از خریدهای انجام شده در طی سال و موجودی کالای ابتدای سال تنها 250 عدد کالا از خرید سوم و 250 عدد از خرید دوم باقیمانده و بقیه کالاهای خریداری شده و موجودی کالای ابتدای دوره فروخته شده و یا از انبار خارج شده است .


DownloadStudio 3.0

 دانلود منجری با امکانات فراوان و منحصر به فرد !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 دانلود کنید نسخه ی 3.03 را با حجم 18.2 مگابایت

کرک نسخه ی 3.03 نرم افزار :
http://crackserver.com/pages_cracks/DownloadStudio.v3.0.0.3-TE.ZIP.htm

 

گوهر اخلاق

 


سخاوت حاتم طایی

روزی حاتم طایی در صحرا عبور می‌کرد، درویشی راه بر او گرفت و از وی ده هزار دینار کمک بلاعوض خواست. حاتم گفت: ده هزار دینار بسیار خواستی، درویش گفت: یک دینار بده.

حاتم گفت: آن زیاده طلبی چه بود و این کم خواستن از چه سبب است؟

درویش گفت: از شخصی چون تو کمتر از ده هزار دینار نباید درخواست کرد و به چون تویی کمتر از این مبلغ نمی‌توان بخشید!!

حاتم دستور داد ده هزار دینار درخواستی درویش را به او پرداخت کردند.

********************

بلند همت‌تر از حاتم طایی

حاتم طایی را گفتند: از خود بلند همت‌تر در جهان دیده یا شنیده‌ای؟ گفت: بله، روزی برای امرای عرب، چهل شتر قربانی کرده بودم، پس به گوشه صحرایی به حاجتی بیرون رفتم.

خارکنی را دیدم که پشته خار فراهم آورده، گفتمش به مهمانی حاتم چرا نروی که خلق بر سر سفره او گرد آمده‌اند؟ گفت:

هر که نان از عمل خویش خورد، منت از حاتم طایی نبرد.

من او را به همت و جوانمردی از خود برتر دیدم.

********************

یک سخاوت بی‌مانند

حضرت عبدالله بن جعفر طیار(ره) روزی از نخلستانی عبور می‌کرد. غلامی را دید در سایه نخلی نشسته و در پیش روی او سگ مفلوکی زانو زده است.

غلام از توبره خود قرص نانی بیرون آورد و پیش سگ انداخت. سگ آن را خورد و غلام گرده دیگری برآورد و باز به سگ داد که آن را نیز خورد. باز برای سومین بار غلام مذکور آخرین قرص نانی را که در توبره داشت پیش سگ انداخت.

عبدالله به نزدیکش رفت و از غلام پرسید: جیره روزانه تو چند قرص نان است؟

گفت: سه قرص نان! عبدالله گفت: سه قرص نان که داشتی برای این حیوان دادی، پس خود تو چطور روزگار می گذرانی؟

گفت: این حیوان از راه دور آمده بود و من احساس کردم که گرسنه است. شرط انصاف نبود که او را محروم از نزد خود برانم. امشب گرسنه به سر خواهم برد و اگر فردا زنده باشم روزی هم برای من خواهد رسید.

عبدالله متعجب شد و بر جوانمردی آن غلام آفرین گفت.

نزد صاحب نخلستان رفت، نخلستان را از او خریداری نمود و غلام را نیز خرید و آزاد ساخت؛ سپس نخلستان را به وی بخشید.

********************

بخشش حاتم پس از مرگ

داستان جود و سخاوت حاتم فقط به زندگی او ختم نمی‌شود؛ او نه تنها در زمان حیات بخشنده بود، که نوشته‌اند بعد از حیات نیز دست از جود و جوانمردی برنداشت. آورده‌اند که جمعی از بنی‌امیه شبی را در کنار قبر حاتم به صبح رساندند، یکی از آن جماعت که " ابی الخیر" نام داشت، چند بار به سر قبر حاتم رفت و گفت: ما را امشب میهمان کن که به تو وارد شده‌ایم!!

همراهان، "ابی الخیر" را چند بار از این کار منع کردند، سحر چون اراده رفتن کردند "ابی الخیر" گفت: دیشب خواب دیدم که حاتم از گور بیرون آمده و شتر مرا پی کرده است. چون نزدیک شتر رفتند، شتر قادر به حرکت نبود، پس آن را کشتند و خوردند. چون گذر آنها بر قبیله "طی" افتاد پسر حاتم را دیدند که شتری را گرفته، می‌آورد و می‌گوید: "ابی الخیر" کیست؟ سپس آن شتر را به "ابی الخیر" تسلیم کرد و گفت: پدرم دیشب در خواب به من گفت: من شتر "ابی الخیر" را جهت او و همراهانش کشتم، عوض آن را بده.