ای که بویی زوفا نیست تو را

خبر از سرزنش خارو جفا نیست تو را

ما اسیر غم و اصلا غم نیست تو را

ما اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را

زندگی را می توان در غنچه ها تفسیر کرد

با نگاه سبز باران عشق را تعبیر کر د

سینه ها را پر ز احساس کبوتر ها نمود

کینه ها را با نگاه ساده ای زنجیر کرد

همچو شبنم چشم در چشم شقایق ها گشود

طرح یک لبخند را بر برگ گل تصویر کرد

 

........وقتی می توان با سکوت حرف زد

چرا بر پایه لرزان کلمات تکیه کرد..........

 

تو در نگاه یاس های دلم جا گرفته ای

تو دست سپیده های دلم را گرفته ای

نگاه تو بهار دلم بود و تو

بهار دلم را زمن گرفته ای

اگه تو رو دوستت دارم خیلی زیاد من رو ببخش

اگه تویی اون که دلم فقط می خواد من رو ببخش

من رو ببخش اگه شب ها ستاره ها رو می شمارم

من رو ببخش اگه بهت خیلی می گم دوستت دارم

من رو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم

من رو ببخش اگه شب ها فقط تو رو خواب میبینم

 

نظرات 1 + ارسال نظر
سارا 12 خرداد 1384 ساعت 11:49 ق.ظ

سلام
وب قشنگی دارید
موفق باشید

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد